ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

65

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

المستظهر باللّه نيز قاضى القضاة ابو الحسن دامغانى را نزد او فرستاد تا قبايح اعمالش را به او گوشزد كند . ينال سوگند خورد كه ديگر مرتكب اين امور نخواهد شد . ولى به زودى سوگند خود بشكست . خليفه ، صدقة بن مزيد را به بغداد فرا خواند . صدقه در ماه شوال همين سال به بغداد وارد گرديد و با ينال چنان قرار نهاد كه ينال از بغداد بيرون رود . صدقه به حله باز گرديد و پسرش دبيس بن صدقه را در بغداد نهاد كه ينال را از آن شهر كوچ دهد . ينال به اوانا رفت و به تاراج قوافل پرداخت و روستاهاى آن نواحى را به اقطاع يارانش داد . خليفه بار ديگر از صدقه يارى طلبيد . او نيز لشكر فرستاد . ايلغازى بن ارتق و ياران خليفه نيز بيامدند . ينال به آذربايجان رفت . ايشان بازگشتند . رسيدن كمشتكين قيصرى [ 1 ] شحنه به بغداد و فتنه ميان او و ايلغازى و جنگهاى او ايلغازى پسر ارتق شحنهء بغداد بود . پس از قتل گوهر آيين سلطان محمد او را به شحنگى بغداد منصوب كرده بود . چون بركيارق بر محمد غلبه يافت و او را در اصفهان محاصره نمود و سپس به همدان رفت ، در ماه ربيع الاول سال 496 كمشتكين قيصرى را به عنوان شحنه به بغداد فرستاد . چون ايلغازى اين خبر بشنيد ، نزد برادر خود سقمان فرمانرواى حصن كيفا كس فرستاد و او را به يارى خود خواند و خود نيز به حله رفت و با صدقة بن مزيد پيمان يارى بست و به بغداد باز گرديد . سقمان با لشكر خود وارد بغداد شد و در راه [ تكريت ] را نيز غارت نمود . كمشتكين به قرميسين [ 2 ] وارد شد و ياران و پيروان بركيارق بر او گرد آمدند . با آمدن او ايلغازى و سقمان از بغداد بيرون رفتند و در راه روستاهاى دجيل را تاراج كردند . گروهى از لشكريان از پى ايشان تاختند و چون دور شدند ، بازگشتند . كمشتكين نزد صدقه صاحب حله كس فرستاد و او را به اطاعت بركيارق [ 3 ] خواند ولى او سر برتافت و از حله بيرون آمده به صرصر رفت و خطبه به نام بركيارق در بغداد قطع شد و به دعاى خليفه اكتفا گرديد . صدقه نزد ايلغازى و سقمان كس فرستاد و از رسيدن خويش آگاهشان كرد . آن دو در حربى [ 4 ] بودند . پس بيامدند و نواحى دجيل را غارت كردند و فسادشان بالا گرفت . اين آشوبها اوضاع بغداد را به هم زد و سبب گرانى كالاها شد . ايلغازى و سقمان و دبيس بن صدقه بيامدند و در رمله خيمه زدند . عامه به نبردشان برخاستند و جمعى از ايشان را كشتند . المستظهر باللّه قاضى القضاة ابو الحسن دامغانى و تاج الرؤساء بن الموصلايا [ 5 ] را نزد صدقة بن مزيد فرستاد و از او خواست دست از شرارت بردارد و به فرمان آيد . او گفت ، بدان

--> [ ( 1 ) ] متن : كمستكين نصيرى . [ ( 2 ) ] متن : قرقيبا . [ ( 3 ) ] متن : برقيارق . [ ( 4 ) ] متن : حرفى . [ ( 5 ) ] متن : الرحلات .